این هم پایان بخش اشعار امشب شعری زیبا از سهراب سپهری امیدوارم که از شعرهای برگزیده خوشتون بیاد .  

در سرای ما زمزمه ای ، در کوچه ما آوازی نیست.
شب، گلدان پنجره ما را ربوده است.
پرده ما ، در وحشت نوسان خشکیده است.
اینجا، ای همه لب ها ! لبخندی ابهام جهان را پهنا می دهد.
پرتو فانوس ما ، در نیمه راه ، میان ما و شب هستی مرده است.
ستون های مهتابی ما را ، پیچک اندیشه فرو بلعیده است.
اینجا نقش گلیمی ، و آنجا نرده ای ، ما را از آستانه ما بدر برده است.
ای همه هشیاران ! بر چه باغی در نگشودیم ، که عطر فریبی به تالار نهفته ما نریخت ؟
ای همه کودکی ها ! بر چه سبزه ای ندویویم، که شبنم اندوهی بر ما نفشاند ؟
غبار آلوده راهی از فسانه به خورشیدیم.
ای همه خستگان ! در کجا شهپر ما ، از سبکبالی پروانه نشان خواهد گرفت ؟
ستاره زهر از چاه افق بر آمد.
کنار نرده مهتابی ما ، کودکی بر پرتگاه وزش ها می گرید.
در چه دیاری آیا ، اشک ما در مرز دیگر مهتابی خواهد چکید؟
ای همه سیماها ! در خورشیدی دیگر، خورشیدی دیگر.
به امید دیدار
بهرام
نظرات 3 + ارسال نظر
مینا آلبالو یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:05 ب.ظ http://www.mina-albalooo.blogsky.com

سلام٬وبلاگ ادبی هم خوبه٬ نه مثل مال من که تکلیف خودشو نمی فهمه.D:مرسی سر زدین باز هم بیاین خوشحال میشم.
فعلا بای

دانیال یکشنبه 18 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 11:34 ب.ظ http://57.blogsky.com

سلام
آفرین به این همه احساس
موفق باشی

ساز دل دوشنبه 19 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 01:09 ق.ظ http://honey.blogsky.com

عالی شده اینجا . پس لینک من کو ؟؟؟
موفق باشی .

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد