مرگ


هرگز از مرگ نهراسیده ام
اگر چه دستانش از ابتذال شکننده تر بود
هراس من باری همه از مردن در سرزمینی ست
که مزد گورکن
از بهای آزادی آدمی
افزون باشد
جستن
یافتن
و آنگاه
به اختیار بر گزیدن
و از خویشتن خویش
بارویی پی افکندن

اگر مرگ را از این همه ارزشی بیشتر باشد
حاشاحاشا که هرگز از مرگ هراسیده باشم
کیمیاگران
نظرات 1 + ارسال نظر
مقاله بی سر چهارشنبه 14 خرداد‌ماه سال 1382 ساعت 10:58 ق.ظ http://sh2tg800.blogsky.com

سلام . . .
وبلاگ خوبی داری . .
موفق باشی
مرسی

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد